از دیر باز سود از دیدگاه تئوریسین ها و محققین حسابداری و مالی یکی از بحث بر انگیزترین مباحث حسابداری میباشد (هندریکسن،1993،ص26)14.
سود از جمله برترین شاخص های اندازه گیری فعالیتهای یک واحد اقتصادی است و درک و شناخت و رفتار سود حسابداری مقوله ای است که بر اثر گسترش فنون کمی مدیریت و ضرورت توجه به نیاز استفاده کنندگان صورت های مالی شکل گرفته است و صرفأ از محدوده اندازه گیری فعالیت های گذشته فراتر رفته است و حسابداری را برای یاری رساندن به تصمیم گیرندگان توانا تر ساخته است. بنابراین علیرغم اینکه تئوری فراگیری در زمینه سود حسابداری وجود ندارد که مورد توافق همگان باشد، با اینحال بازهم سود به عنوان یکی از معیارهای تصمیم گیری مالی از اعتبار ویژه ای برخوردار است و در این راستا هر جریانی که سود را به طریقی دستخوش تغییر نماید نیز اهمیت می یابد. حتی با وجود استانداردهای پذیرفته شده حسابداری، گزارشگری سود در عمل با چالشهایی مواجه بوده است. “سود”در تصمیم گیری یکی از معیارهای اصلی می باشد. پدیده هموارسازی سود به طور بالقوه می تواند در رفتار استفاده کنندگان از صورت های مالی موثر واقع شود و پیامدهایی را موجب شود و به ویژه از لحاظ تئوری این موضوع در بازارهای غیرکارای سرمایه ممکن از درجه تاثیر و اهمیت بیشتری برخوردار باشد.چ
1-3 اهداف تحقیق
هدف اصلی: تبین رابطه بین سطح افشای کامل اطلاعات مالی وهموارسازی سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
اهداف جزیی
1) تبیین رابطه بین سطح افشای شرکتها وهموار سازی سود
2) تبیین رابطه بین به موقع بودن شرکتها و هموار سازی سود
3) تبیین رابطه بین قابل اتکا بودن سطح افشاء وهموارسازی سود
اهدف کاربردی
نتایج این تحقیق میتواند مورد استفاده مدیران مالکان و سرمایه گذاران، بستانکاران، بانک‌ها و موسسات مالی قرار گیرد.
1-4 – فرضیه های پژوهش:
فرضیه اصلی:
این تحقیق به دنبال بررسی این مسئله است که آیا ارتباط منفی و معناداری بین افشای کامل اطلاعات مالی با هموارسازی وجود دارد؟
فرضیه‌های فرعی:
فرضیه 1: بین سطح افشای شرکتی وهموارسازی سودرابطه منفی معناداری وجوددارد.
فرضیه 2: بین به موقع بودن افشای شرکتی وهموارسازی سود رابطه منفی معناداری وجوددارد.
فرضیه 3: بین به قابل اتکا بودن افشای شرکتی وهموارسازی سود رابطه منفی معناداری وجوددارد.
1-5 تعریف مفهومی متغیرها:
در پژوهش حاضر با توجه به اهداف و فرضیات بیان شده، متغیرهای تحقیق به شرح زیر تعریف می شوند:
تعریف واژگان و اصطلاحات
افشاء اطلاعات:عبارت است از تجزیه و تحلیل مدیریت، یادداشت‌های پیوست و صورت‌های مکمل و مفهوم عمومی- تر افشاء، توزیع و ارائه اطلاعات است.حسابداران تمایل دارند از مفهوم محدودتری استفاده کنند و افشای ارائه اطلاعات مالی در مورد یک شرکت،گزارش‌گری مالی سالانه این شرکت‌ها می دانند. سه مفهومی که از افشاء برداشت می شود عبارت است از افشای کافی،منصفانه و کامل. اصطلاح افشاء کافی بیشتر از بقیه مورد استفاده قرار می‌گیرد که به حداقل مقدار افشاء، اشاره دارد و با هدف گمراه کننده نبودن صورت‌های مالی مطابقت می‌کند. افشای منصفانه به هدف اخلاقی برخورد مساوی با همه استفاده کنندگان بالقوه در ارتباط با افشای اطلاعات مالی اشاره و افشای کامل به ارائه کلیه اطلاعات مربوط اشاره دارد(احمدپور،1386،12)
تعاریف هموارسازی سود
تعاریف متعددی از هموارسازی سود توسط صاحبنظران و محققین حسابداری ارائه شده است که اکثر آنها از نظر مفهومی مشابهت دارند. برخی از این تعاریف عبارتند از:
“هموارسازی سود به عنوان کاهش آگاهانه نوسانات سود در حدود سطحی که برای شرکت سطح نرمال محسوب می گردد، تعریف می شود. “
“هموارسازی سود به عنوان روشی که توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات جریان اقلام سود گزارش شده در حول سود مورد نظر پیش بینی شده استفاده می شود، تعریف می گردد. “
“هموارسازی سود:اعمال و اقدامات ارادی و آگاهانه ای است که توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات سود با استفاده از تکنیکهای مشخص حسابداری انجام می پذیرد. “
“هموارسازی سودمی تواند به عنوان روشی تعریف شود که توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات اقلام سود گزارش شده به وسیله حساب آرائی ساختگی (حسابداری)یا واقعی (معاملاتی)بکار گرفته می شود تا آنرا در حدود جریان سود مورد نظر برساند”)بدری 1387ص. 67).
مدل تحقیق:
برای آزمون اطلاعات پس رویدادی مدل های زیر مورد استفاده قرار می گیرد.
1)مدلهای سنتی
2)مدل ایمهاف
3)مدل ایکل
مدل سنتی:
در این مدل فرض می شود که سود هنگامی هموار شده است که نوسان پذیری سود براساس یک مدل مورد انتظار کاهش داده شود. مدل سنتی به صورت ET=ET-1بیان می شود. پژوهشگران معمولاً از مدل های خطی روند زمانی نظیر مدل باکس- جنکیس115استفاده کرده اند. وجه مشترک همه مدلهای مورد انتظار اینست که تمامی آنها سود هر دوره Eγ را تابعی از زمان با یک نرخ رشد ثابت و یا سایر پارامترهای گزینشی فرض می کنند.
1) y ̅t=yt-1+(yt-1-yt-2)
2) y ̅t=yt-1+α(yt-1-yt-2)+β(yt-2-yt-3)+γ(yt-3-yt-4)
3) y ̅t=yt-1(1- R ̅t-1)
4) y ̅t= yt-1(1- αR ̅t-1+βR ̅t-2+yR ̅t-3)
یاد آوری میشود که ضرایب α وβ وyگزینشی هستند نماد سود مورد انتظار وR ̅t متوسط نرخ رشد در صنعت است ولی این مدل یک سری مشکلاتی دارد. ایکل26معتقد است که تحقیقات انجام شده بر مبنای این چهارچوب نظری مشکلاتی ذاتی و متعددی دارند. اولین مشکل این است که بایستی برای آزمون، یک مدل مورد انتظار تهیه کنیم که در واقع کاری پیچیده و ذهنی است. زیرا ممکن است مدل مورد انتظار نتواند فرایند ایجاد و سری زمانی سود را به نحو مطلوب و قابل قبول توصیف نماید.
دومین نقطه ضعف مدل سنتی این است که آزمون، فقط یک متغیرهموارسازی، برای جریان سودهای هموارشده، در یک زمان معینی ممکن است به نتایج متعصبانه ای منجر شود. زیرا ممکن است یک شرکت در آن واحد از چندین متغیرهموارسازی استفاده کرده باشد. از نقاط ضعف دیگر مدل های سنتی اینست که فقط برای یک دوره زمانی هموارسازی را بررسی می کند و بایستی برای آزمون یک سری زمانی بررسی شود و این ضعف در مدل ایمهاف بر طرف شد.
مدل ایمهاف17
ایکل معتقد است که ایمهاف اولین محققی است که مدعی شده سودهای هموارشده می تواند تابعی از یک متغیر مستقل دیگری غیر از آنچه تا آن زمان عنوان شده بوده باشد خود ایمهاف از متغیر مستقل فروش به عنوان جایگزینی مناسب استفاده کرد. در مدل ایمهاف ابتدا سود و فروش به عنوان متغییر در یک رابطه رگرسیون زمانی به شکل زیر قرار می گیرند.
(زمان)+βα=سود
(زمان)+βα =فروش
سپس تغییر پذیری برای هر گرسیون بر مبنای اندازه R2 تعریف می شود. در نهایت به منظور تشخیص رفتار هموارسازی سود برای یک شرکت معین دو معیار تعریف می شود:
1-هموارسازی سود زمانی واقع می شود که یک جریان هموار سود وجود دارد و در همان زمان رابطه ای ضعیف بین فروش و سود برقرار است و یا
2-یک جریان هموار سود وجود دارد، در حالی که جریان فروش ناهمواری مشاهده می شود.
این روش نیز ضعف هایی داشت که بیشتر آنها را ایکل بیان کرد که در زیر آمده است.

مدل ایکل28
ایکل انتقاداتی را که بر مدل ایمهاف وارد می کندکه به شرح زیر می باشد:
اولین مشکل مدل ایمهاف اینست که تعریف جامع و روشنی از هموارسازی را ارائه نمی کند. دومین مشکل مدل ایمهاف در میزان اعتماد او به عنوان یک معیار اندازه گیری تغییر پذیری است. در مدل ایکل این نقاط ضعف رفع شده است. چهار چوب نظری مدل ایکل موسسه هموارساز را به عنوان واحدی تعریف می کند که چندین متغیر حسابداری را به گونه ای بکار می گیرد که برآیند تاثیرات آنها نوسان پذیری سود را به حداقل برساند یکی از نقاط ضعف مدل های سنتی استفاده از یک متغبر برای هموارسازی می باشد در حالی که در مدل ایکل از چنیدین متغیر استفاده شده است و یکی از نقاط ضعف مدلهای سنتی بررسی هموارسازی در یک دوره می باشد که این ضعف نیز در مدل ایکل رفع شده است چون مدل ایکل چندین دوره را بررسی می کند. مدل ایکل بر اساس چهار پیش فرض طراحی شده است که به صورت روابط جبری زیرنشان داده می شود:
به طوری که:
1) I=S-(VC%×S)-FC+X
I=S-(VC%×S)- ∆FC+X
ثابت است 2)VC%
3)FCtFCt-1
4)COV(S,FC)=0
I:سود
S:فروش
VC%:درصد هزینه های متغیر به فروش
FC:هزینه های ثابت
X:میزان دستکاری عمومی مدیریت در سود
∆It=It-It-1
∆St=St-St-1
∆FCt=FCt-FCt-1
∆Xt=Xt-Xt-1
با توجه به فرضیاتی که گفته شد موارد زیر اثبات می شود:
هر گاه شاخص ایکل کوچکتر از 1 باشد یعنی1>CV∆I/CV∆S آنگاه هموارسازی سود رخ داده است.
به طوری که:
ضریب تغییرات برای نوسان در سری زمانی سود=CV∆I
ضریب تغییرات برای نوسان در سری زمانی فروش= CV∆S
اگر هموارسازی تصنعی سود وجود داشته باشد آنگاه مقدار X در رابطه(1)برابر صفر در نظر گرفته
می شود، پس:
1) =S-(VC%×S)-FC
چون X برابر صفر است پس X نیز برابرصفر بوده و رابطه نیز صادق است:
2) ∆I=∆S-(VC%×∆S)-∆FC
آنگاه داریم:
Var (∆I)=Var[∆S-(VC%×∆S)-∆FC]
=Var[(1-VC%)∆S-∆FC]
=(1-VC%)^2 Var∆S+Var(∆FC)-2(1-VC%)COV(∆S,∆FC)
با توجه به اینکه
COV(∆S,∆FC)=0
پس داریم
(1-VC%)^2 Var∆S+Var(∆FC) Var (∆I)=
با عنایت به اینکه (√(Var(∆I)) )/(∆I ̅ ) CV(∆I)=
بنابراین
3) CV(∆I)=√((1-VC%)^2 Var∆S+Var(∆FC))/((1-VC%)∆S ̅-∆(FC) ̅ )
همچنین داریم
CV∆S= √(Var(∆S))/(∆S ̅ )=√(Var(∆S))/(∆S ̅ )×(1-VC)/(1-VC)
4) CV∆S=√((1-VC%)^2 Var∆S)/((1-VC%)∆S ̅ )
حالت اول:اگرFC=0 باشد آنگاه از مقایسه رابطه 3و4داریم:

CV(∆I)/( CV(∆S))=1
5) CV(∆I)= CV(∆S)
حالت دوم:اگر0< ∆FC باشد انگاه از مقایسه رابطه 3و4 داریم:
CV(∆I)/( CV(∆S))>1 6)CV(∆I)> CV(∆S)
لذا از رابطه(5)و(6) می توان نتیجه گرفت که هر گاه هموارسازی تصنعی سود وجود نداشته باشد (میزانX=0باشد)باید CV(∆I)/( CV(∆S))>1 باشد.
و این بدان معنی است که اگر CV(∆I)/( CV(∆S))<1 باشد سود هموار شده است در این تحقیق نیز از مدل ایکل برای بررسی هموارسازی سود استفاده شده است.
مزایای اصلی شاخص ایکل به صورت زیر می باشد:
1) شاخص ایکل وضعیت هموارسازی سود را بدون نیاز به پیش بینی سود، استفاده از مدل های مورد انتظار و قضاوت های ذهنی مشخص می نماید.
2) شاخص ایکل به طور همزمان چندین متغیرهموارسازی را اندازه گیری می کند، در حالیکه در مدلهای قبلی از متغیرهموارسازی استفاده شد.
3) شاخص ایکل با استفاده از مقایسه تغییر پذیری سود با تغییر پذیری فروش هموارسازی واقعی و طبیعی را از هموارسازی مصنوعی تفکیک می کند (بدری، 1378،ص126)1.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-6 روش پژوهش:
چون متغیر وابسته مدل ها از نوع دو ارزشی با مقادیر صفر و یک هستند، برآوردها با استفاده از تحلیل رگرسیون لوجستیک (به طور خاص مدل لوجیت) انجام شده است. برای تنظیم مدل لوجیت فرض کنید x_2i، x_3i و … متغیرهای مستقل و z_i متغیر وابسته با مقادیر 0 و 1 باشد. در این حال خواهیم داشت:
z_i=β_1+β_2 x_2i+β_3 x_3i+…+β_k x_ki+u_i, (3-4)
حال داریم:
F(z_i )=p_i=1/(1+e^(〖-z〗_i ) )(3-5)
معادله (3-5) بیانگر چیزی است که تحت عنوان تابع توزیع تجمعی لاجیستیک19 معروف است. همان طوری که می بینید، در این مدل همچنان که z_i بین -∞ و +∞ تغییر می کند، p_i بین صفر و یک باقی می ماند، ولی این مدل با رویکرد رگرسیون حداقل مربعات معمولی210 قابل برآورد نیست. اگر احتمال موفقیت به صورت (3-5) باشد، احتمال عدم موفقیت به صورت زیر خواهد بود:
1-p_i=1-1/(1+e^(〖-z〗_i ) )=1/(1+e^(z_i ) )(3-6)
بنابراین خواهیم داشت:
p_i/(1-p_i )=(1+e^(z_i ))/(1+e^(〖-z〗_i ) )=e^(z_i ) (3-7)
که p_i/(1-p_i ) نسبت احتمال موفقیت بر احتمال عدم موفقیت است. اگر از طرفین (8-6) لگاریتم بگیریم، نتیجه جالبی خواهیم داشت:
L_i=Log(p_i/(1-p_i ))=Log(e^(z_i ) )=z_i=β_1+β_2 x_2i+β_3 x_3i+…+β_k x_ki(3-8)
که در آن L_i بر حسب x_2i، x_3i و … x_ki و بر حسب پارامترها خطی است و قابل برآورد می باشد (افلاطونی و نیکبخت، 1389).
معیار نیکویی برازش برای مدل های لوجیستیک
معیارهای نیکویی برازش در رگرسیون معمولی (OLS)، R^2 یا R^2 تعدیل شده است. حال سوال این است که آیا می توانیم از معیارهای ذکر شده برای بررسی نیکویی برازش مدل های لوجستیک استفاده کنیم یا خیر؟ پاسخ منفی است. زیرا مقادیر برازش شده حاصل از مدل های لوجستیک، هر عددی می تواند باشد در حالی که مقادیر واقعی متغیر وابسته، صفر یا یک است. بنابراین، استفاده از R^2 یا R^2 تعدیل شده بی‌معناست. در ادامه به ارائه دو معیار خواهیم پرداخت:
الف) درصد پیش بینی صحیح
کندی111 (2003) پیشنهاد می کند که معیار نیکویی برازش می تواند به عنوان حاصل جمع درصد پیش بینی صحیح y_i=1 و درصد پیش بینی صحیح y_i=0 در نظر گرفته شود. یعنی به صورت جبری داریم:
صحیح های بینی پیش درصد=100[(∑▒〖y_i I(P ̂_i)〗)/(∑▒y_i )+(∑▒〖(1-y_i )(1-I(P ̂_i ))〗)/(N-∑▒y_i )]
که در آن، اگر y ̂_i>y ̅ باشد، I(y ̂_i )=1 و در غیر این صورت I(y ̂_i )=0 است. هر چه این عبارت بزرگتر باشد، برازش بهتری صورت گرفته است.
ب) R^2 ساختگی
R^2 ساختگی212 به صورت زیر تعریف می شود:
Pseudo-R^2=1-LLF/LLF_0 (3-10)
که در آن LLF مقدار حداکثر لگاریتم تابع راستنمایی برای مدل های لوجستیک و LLF_0 مقدار لگاریتم تابع راستنمایی برای مدل های مذکور است وقتی که در آن تمام پارامترهای شیب برابر صفر فرض می شود (یعنی مدل تنها دارای یک عرض از مبدا است). این معیار به معیار مک فادن313 منسوب است. در این تحقیق علاوه بر دو معیار فوق، از آزمون هاسمر-لمشو414 (1989) و آزمون اندروز515 (1988) برای بررسی نیکویی برازش مدل ها استفاده شده است.
1-7 جامعه آماری و تعیین حجم نمونه:
جامعه آماری این تحقیق، تمام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از 1382 تا پایان سال 1390 می باشد116 (457 شرکت، 3248 سال-شرکت). برای تعیین نمونه آماری به روش حذفی سیستماتیک، شروط زیر اعمال شده است:
ابتدا شرکتهایی که پایان سال مالی آنها 29 یا 30 اسفند ماه نیست حذف شده است (103 شرکت، 717 سال-شرکت).
سپس بانک ها و موسسات مالی و شرکت های سرمایه گذاری مالی (به دلیل ماهیت متفاوت فعالیت آنها از سایر واحد های تجاری) حذف شده اند (13 شرکت، 84 سال-شرکت).
در پایان مشاهدات پرت (صدک اول و صدک 99 تمام مشاهدات) و نیز شرکتهای که کمتر از 2 سال داده داشتند حذف شده اند (60 شرکت، 331 سال-شرکت).
با اعمال شرایط فوق تعداد 281 شرکت (معادل 2116 سال-شرکت) جهت برآورد مدل ها و آزمون فرضیه های تحقیق انتخاب شده اند. طبق شاخص ایکل، از تعداد مذکور 138 شرکت (معادل 1038 سال-شرکت) به عنوان هموارساز سود طبقه بندی شده اند.
1-8 قلمرو پژوهش:
1-8-1 قلمرو موضوعی:
نظر به اینکه سود یکی از مهمترین معیارهای تصمیم گیری است و شناسایی سود و اعلام آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است لذا قلمرو موضوعی این تحقیق بررسی رابطه سطح افشاو پدیده هموارسازی سودمی باشد.
1-8-2 قلمرو مکانی:
تحقیق حاضر سعی در بررسی سطح افشای کامل اطلاعات وهموارسازی سود شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران را دارد.
1-8-3 قلمرو زمانی پژوهش:
برای انجام این تحقیق و آزمون فرضیه های آن از اطلاعات و گزارشهای مالی شرکتها از هشت سال بین تاریخهای 1382 الی 1390 استفاده شده است.
1-9 خلاصه فصل:
در این فصل ابتدا به تعریف موضوع پِژوهش و بیان مسئله و بعد اهداف تحقیق و هچنین فرضیات تحقیق پرداخته شد و در ادامه به روش تحقیق و جامعه آماری به طور مختصر اشاره شد و در فصل آینده به مروری بر ادبیات تحقیق پرداخته خواهد شد.

فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
مقدمه
همانگونه که هیات تدوین استانداردهای حسابداری117 بیان می کند انتخاب های حسابداری حداقل در دو سطح انجام میگیرد. در یک سطح بوسیله کمیته ها و موسساتی که این قدرت را دارند که شرکت ها را وادار به گزارشگری به شیوه خاص نمایند و یا بر عکس، بکار گیری روشی را که توسط این موسسات نامناسب تشخیص داده شده را منع کنند، و در یک سطح دیگر در هر شرکت به صورت فردی انتخاب صورت می گیرد. هنگامی که استانداردهای حسابداری بیشتری منتشر می شود، انتخاب های فردی محدود تر میشود، اما هنوز هم تصمیمات حسابداری زیادی وجود دارند و در آینده وجود خواهد داشت که به وسیله موسسات گزارشگری اتخاذ خواهد شد. زیرا انتخاب یک راهکار از بین راهکارهای مختلف که هیچ استانداردی آن را به طور دقیق مشخص ننموده و یا انتخاب بین راههای اجرای یک استاندارد بوسیله هر موسسه به طور فردی صورت می گیرد. از سوی دیگر توان تجزیه و تحلیل و قدرت پیش بینی، مهمترین عامل در تصمیمات سرمایه گذاری سهامداران می باشد که خود به عوامل متعددی از قبیل سود آتی، قیمت سهام، جریان نقدی آتی سرمایه گذاری و… بستگی دارد. تحقیقات متعدد نشان می دهد که مدیران با استفاده از انتخاب های حسابداری و در قالب هموارسازی سود بر ذهنیت گرایی سرمایه گذاران تاثیر می گذارند.
به عبارت بهتر مدیران آنگونه سیستم های اطلاعاتی را انتخاب می کنند که نوسان سودهای گزارش شده را در طول زمان کاهش دهد. شواهد تجربی نیز حکایت از این دارد که مدیران واحدهای اقتصادی در درجات مختلف و به طور مستمر درگیر هموارسازی سود هستند تا بدین وسیله قضاوت استفاده کنندگان از صورت های مالی را متاثر سازند.
در این فصل، ابتدا تعاریف هموارسازی سود از دیدگاه محققین مختلف بیان می گردد. سپس به انواع هموارسازی و انگیزه ها وابزارهای مختلف هموارسازی اشاره می گردد.
2-1 سطح افشا
2-1-1 خصوصیت های کیفی مرتبط با ارائه اطلاعات
از مهمترین ویژگی های کیفی مرتبط با ارائه اطلاعات می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
قابل فهم بودن118: برای‌ اینکه‌ ارائـه‌ اطلاعات‌ مالی‌ قابل‌ فهم‌ باشد لازم‌ است‌ که‌ اقلام‌ به‌نحوی‌ مناسب‌ در یکدیگر ادغام‌ و طبقه‌بندی شود. در ضمن، توان استفاده کنندگان از صورتهای مالی باید در حد آگاهی‌ معقولی‌ در مورد فعالیتهای‌ تجاری و اقتصادی و نحوه‌ حسابداری‌ باشد.
قابل مقایسه بودن219: صورتهای مالی یک شرکت باید با صورتهای مالی سالهای قبل و همچنین صورتهای مالی واحدهای تجاری مشابه خود قابل مقایسه باشد. برای این منظور رعایت ثبات رویه در بکار بردن روشهای حسابداری و همچنین افشای مناسب رویه های حسابداری و ارقام مقایسه ای مورد نیاز می‌باشد320.
قابل اتکا بودن4: اطلاعات باید عاری از اشتباه و تمایلات جانب داری با اهمیت باشد و بیان صادقانه داشت باشد اطلاعات باید اثر معاملات و سایر رویدادهایی را که ادعا می کند بیانگر آن است یا به گونه ای معقول انتظار می رود بیانگر آن باشد به طور صادقانه بیان کند
2-1-2 افشای مالی
افشای اطلاعات عبارت است ازافشای اطلاعات اضافی مربوط به تجزیه و تحلیل مدیریت، یادداشت‌های توضیحی و صورت‌های مکمل، مفهوم عمومی تر افشاء توزیع و ارائه اطلاعات است.حسابداران تمایل دارند از مفهوم محدودتری استفاده کنند و افشای اطلاعات مالی در مورد یک شرکت را گزارشگری مالی سالانه این شرکت‌ها می دانند. مسائلی که در مورد عرضه اطلاعات در ترازنامه،صورت سود و زیان و صورت گردش وجوه نقد بیان می شوند، مطابق دستورالعمل های ارائه شده، قابل شناسایی و اندازه گیری هستند.مقدار اطلاعاتی که باید افشاء شود به مهارت استفاده کننده بستگی دارد.سه مفهومی که از افشاء برداشت می شود عبارت است از افشای کافی، منصفانه و کامل. اصطلاح افشاء کافی بیشتر از بقیه مورد استفاده قرار می‌گیرد که به حداقل مقدار افشاء، اشاره دارد و با هدف گمراه کننده نبودن صورت‌های مالی مطابقت می‌کند. افشای منصفانه به هدف اخلاقی برخورد مساوی با همه استفاده کنندگان بالقوه در ارتباط با افشای اطلاعات مالی اشاره و افشای کامل به ارائه کلیه اطلاعات مربوط اشاره دارد (احمدپور،1386،12).
بحث افشا در گزارشگری مالی یکی از مباحث اصلی حسابداری است که بر کلیه جوانب گزارشگری مالی تاثیر دارد و بر اساس آن باید کلیه واقعیت های با اهمیت و مربوط در باره رویدادها و فعالیتهای مالی در گزارش تهیه شده توسط واحد تجاری به نحوی افشا گردد که اولاً امکان اتخاذ تصمیمهای آگاهانه را برای استفاده کننده از صورتهای مالی فراهم نماید و ثانیاً باعث گمراهی آنان نشود. افشا در گزارشهای مالی مستلزم ارائه اطلاعاتی است که بیانگر بازدهی سرمایه موسسه و عملیات آن باشد. اطلاعات مزبور باید دربرگیرنده چنان اطلاعاتی باشد که قابلیت برآورد سود سهام سالهای آینده و همچنین روند تغییرها و بازگشت سرمایه را برای استفاده کنندگان امکان پذیر سازد. موارد افشاء مبنایی جهت تجزیه و تحلیل وقایع مالی و تفسیری است که توسط سرمایه گذاران صورت می گیرد. به هر حال سرمایه گذاران برای انتخاب سهام و سرمایه گذاری به اطلاعات مناسبی در ارتباط با ترکیب های سرمایه گذاریها و سهام جهت ارزیابی ریسک شرکتهای تجاری، نیازمند هستند. بستانکاران و نهادهای دولتی عموماً قدرت فراهم کردن اطلاعات اضافی مورد نیاز خود را دارند.
در رابطه با افشای اطلاعات سوال هایی مطرح می باشد که اهم آنها به شرح زیر است :
اطلاعات برای چه کسانی افشا گردد؟
هدف از افشای اطلاعات چیست؟
چه میزان از اطلاعات بایستی افشا شود؟
علاوه بر سوال های مزبور این سوال های که چگونه و چه موقع اطلاعات مالی باید افشا گردد نیز حائز اهمیت می باشد. زیرا افشا اطلاعات بموقع مربوط مانع بی خبری از وقایع مهم و موجب اعتماد بیشتر استفاده کنندگان از گزارشهای مالی می گردد. صورتهای مالی اساسا برای صاحبان سهام ، سایر سرمایه گذاران،اعتبار دهندگان و سایر بستانکاران تهیه و ارائه می شود اما کارکنان، مشتریان، ارگان های دولتی و سایرین نیز به خوبی از گزارشهای سالانه و یادداشتهای توضیحی آن استفاده برده و جزء استفاده کنندگان از صورتهای مالی قرار می- گیرند. تصمیم های سرمایه گذاران بیشتر در ارتباط باخرید، فروش یا نگهداری سهام می باشد و تصمیم گیریهای اعتبار دهندگان اساساً به افزایش مدت و میزان اعتبار اعطایی به واحد تجاری مربوط میگردد. تصمیم های سهامداران معمولا به استخدام، استمرار و یا انفصال مدیریت و همچنین تایید یا عدم تایید سیاستهای آنها در زمینه تغییرهای عمده ایجاد شده مربوط می شود.هدف از ارائه اطلاعات به کارکنان، مشتریان و سایرین به طور مشخص فرموله نشده است اما با وجود این اغلب فرض شده که اطلاعات مفید برای سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان برای دیگران نیز مفید می باشد(عسگری، 280،1386- 279).
2-1-3 اهداف افشا در گزارشگری مالی
هدف از افشا در گزارشهای مالی و صورتهای مالی به نیاز استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری بر می گردد. چنانچه استفاده کنندگان خارجی از صورتهای مالی دارای نیازها و علایق یکسان باشند، در این صورت بیان اهداف افشا در صورتهای مالی ساده خواهد بود. به علت اینکه ازصورتهای مالی استفاده کنندگان مختلفی بهره می گیرند لذا به نیاز برخی از استفاده کنندگان تاکید بیشتری می شود. امروزه گزارشهای مالی بر سرمایه گذاران بالقوه و اعتبار دهندگان بیشتر از آنهایی که قبلاً منابع مالی خود را در شرکت بکار گرفته اند تاکید می کنند. به طور کلی هدف افشای اطلاعات به هدفهای صورتهای مالی که به سه دسته کلی (هدفهای خاص، هدفهای عمومی و هدفهای کلی) درAPB NO.4 ، تقسیم بندی شده است بر می گردد. که البته در حال حاضر به بعضی از این اهداف توجه کمتری می شود مثلا هزینه های اجتماعی در حالیکه برای جامعه افشای آن موضوع بسیار با اهمیتی می باشد، از صورتهای مالی حذف شده است(عسگری،1386،280 – 279).
2-1-4 میزان اطلاعاتی که باید افشا شود
میزان اطلاعاتی که باید افشا شود تنها به خبرگی استفاده کنندگان از گزارشهای مالی بستگی ندارد بلکه به معیارهای مطلوب و پذیرفته شده افشا نیز وابسته است. سه مفهوم افشا عموما مورد بحث و بررسی است:

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید